السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

186

تفسير الميزان ( فارسي )

و بنا بر اين معنا مراد از جمله : * ( « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا . . . » ) * چيز ديگرى مىشود و يا به عبارت ديگر چيزهاى ديگرى مىشود و اين بستگى دارد به اينكه ما آيه * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّه وَرَسُولِه » ) * را كه مفسر آن است چگونه تفسير كنيم و از تفسيرهايى كه براى آن شده و قبلا نقل شد كدام را بپذيريم . اگر اينطور تفسيرش كنيم كه : « هان اى كسانى كه در ظاهر به خدا و رسولش ايمان آورده‌ايد ، در باطن نيز ايمان بياوريد » ، در اين صورت معناى ايمان آوردن و سپس كفر ورزيدن و باز ايمان آوردن و بار ديگر كفر ورزيدن در آيه مورد بحث همان حالتى خواهد بود كه منافقين دائما گرفتار آنند ، وقتى مؤمنين را مىبينند مؤمن مىشوند و چون كفار را مىبينند كافر مىشوند . و اگر آيه مذكور را اينطور معنا كنيم كه : « هان اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد بر ايمان خود استوار باشيد » ، آن وقت مراد از ايمان آوردن و سپس كفر ورزيدن و باز ايمان آوردن و باز كفر ورزيدن همان ارتداد پى در پى است كه همه معنايش را مىدانند . و اگر آيه مذكور را اينطور معنا كنيم كه : « هان اى يهود و نصارا كه ادعاى ايمان مىكنيد ، به اسلام و خدا و رسول اسلام ايمان بياوريد » قهرا معناى « ايمان و كفر و باز ايمان و باز كفر ورزيدن » ، ايمان به موسى و كفر به آن جناب و گوساله پرستيدن و سپس ايمان به عزيز ، يا به عيسى و سپس كفر ورزيدن به وى و در آخر كفر را زيادتر كردن با كفر به رسالت رسول اسلام كه موسى و عيسى ( عليهما السلام ) به آمدنش خبر داده‌اند ، خواهد بود ، هم چنان كه بعضى از مفسرين اين را گفته‌اند . و اگر چنانچه آيه مذكور را اينطور معنا كنيم كه : « هان اى كسانى كه بطور سر بسته و اجمال اسلام را پذيرفته و به آن ايمان آورده‌ايد ، ايمان خود را به تفاصيل و جزئيات حقائق اسلام بگسترانيد » كه مختار ما همين معنا بود و ما آن را از آيه شريفه استظهار كرديم ، در اين صورت آيه مورد بحث تعليلى خواهد بود كه منطبق بر حال منافقينى است كه آيه شريفه بعد * ( « الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ » ) * وضع آنها را تفسير و بيان مىكند ، چون كسى كه با كفار اتصال داشته باشد ، قهرا از مجتمع مؤمنين جدا مىشود و چنين كسى ممكن نيست در مجالس و محافل كفار حاضر نشود و با آنها انس و علاقه نداشته باشد و سخنانى كه آنها با يكديگر مذاكره مىكنند و قهرا سخنانى است كه مورد رضاى خداى سبحان نيست تصديق نكند ، و تهمتها كه به دين مىزنند و طعنه ها كه به اهل دين مىزنند و استهزاء و مسخره هايى كه از اهل دين مىكنند ، تصديق نكند . پس چنين افرادى وقتى به مؤمنين بر بخورند و در پاره اى از شعائر دين با آنها شركت